ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

982

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

ميكنيم با آنكه از چشممان دور است و بوجود آسمانى كه همچون سايبانى بر فراز سر ماست و ستارگان و ديگر اشيائى كه از نظرمان نهان هستند بىشك يقين داريم و همهء مردم در وجود آنها كمترين ترديدى به خود راه نميدهند و هيچكس با خود در امور يقينى بمشاجره و بحث نميپردازد ، گذشته از اينكه محققان متصوفهء متاخر ميگويند : چه بسا كه در هنگام كشف براى مريد توهم اين وحدت دست ميدهد و صوفيان اين حالت را مقام جمع [ 1 ] مينامند . آنگاه صوفى از آن مقام ترقى مىكند و بمقام بازشناختن موجودات از يك ديگر نائل ميآيد و از اين كيفيت بمقام فرق [ 2 ] تعبير ميكنند و آن مقام عارف محقق است و در نزد ايشان هر مريدى ناگزير بايد از پرتگاه جمع كه پرتگاهى دشوار است بگذرد و اين مقام را طى كند چه بيم آن ميرود كه مريد در آن مقام بماند و آنگاه از اين سودا زيانكار شود . مراتب اهل اين طريقت از آنچه ياد كرديم آشكار شد . فصل [ 3 ] بايد دانست گروهى از متصوفهء متأخر كه دربارهء كشف و ماوراى حس سخن گفته‌اند در اين موضوع بسيار فرو رفته‌اند ، بحديكه بسيارى از ايشان چنان كه اشاره كرديم به حلول و وحدت گرويده و كتب بسيارى در اين باره نوشته‌اند مانند هروى [ 4 ] كه در كتاب مقامات خود در اين باره سخن گفته و ديگران نيز اين طريقه را

--> [ 1 ، 2 - ) ] فرق چيزيست كه به انسان نسبت داده شود و جمع چيزى است كه از آدمى سلب گردد . بعبارت ديگر آنچه براى بندهء « خدا » بدست آوردنى باشد از قبيل : انجام دادن وظايف عبوديت و هر آنچه شايستهء احوال بشريست ، فرق است و آنچه از جانب حق باشد همچون : ابداء معانى و آغاز لطف و احسانى جمع است و هر بنده از اين دو ناگزير است ، چه هر كه را فرق يا تفرقه نباشد او را عبوديت نخواهد بود و آنكه را جمع نباشد ، معرفت نخواهد داشت بنابر اين گفتن بنده « إِيّاكَ نَعْبُدُ 1 : 5 » اثباتى براى فرق از راه اثبات عبوديت است و گفتن وى « إِيّاكَ نَسْتَعِينُ 1 : 5 » خود طلبى براى جمع است پس تفرقه بدايت اراده و جمع نهايت آن است . ( از تعريفات جرجانى ) [ 3 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت و نسخهء خطى « ينى - جامع » مطلب بهم پيوسته است و كلمهء ( فصل ) در آنها وجود ندارد . [ 4 - ) ] عبد الله بن محمد بن اسماعيل انصارى ملقب به هروى صوفى معروف و فقيه مذهب حنبلى كه بسال 481 ه ( 1089 ر 1088 م ) درگذشته است كتاب معروف وى موسوم به منازل السائرين چندين بار شرح شده است .